تبليغاتX
مشق شب
مشق شب

هوالمحبوب

خیلی وقته به خونه ی مجازیم سر نزدم.چون تهران بودم!آره والا تعجب هم داره مردم میرن تهران که به امکانات بیشتر دسترسی داشته باشند!اما غافل از اینکه اینقدر بودن تو این شهر دغدغه سازه که یه وقتایی بعضیها مثل من حتی نمیتونن یه چک میل ساده کنند!!!چه برسه بخوان وبلاگشونو آپدیت کنند!

تا باشه از این برادرها که آدم به بهونه ی خواستگاریشون(2هفته پیش...دقیقا روزی که پست قبلیم رو نوشتم)و الان(به بهونه بله برونش)بیاد اصفهانJ هم یه سری به خانوادش بزنه و هم...

خلاصه اینکه یه جورایی داره به نقشهام اضافه میشه!اول اول فقط خواهر بودم و دختر و فرزند!بعدش خواهر زن شدم!!!بعدش خاله شدم!الانم که به سلامتی قراره تا یکی دو هفته دیگه به منسب شریف "خواهر شوهر"ی منسوب بشم!:) از تجربیات این نقش جدید حتما مینویسم براتون!

نوشته شده در پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 2:40 بعد از ظهر توسط سعیده نورمحمدی| |