بفهمی که اینجور بودن دیگه الان تو این دوره زمونه خریداری نداره! میدونین تو این زمونه واسه بعضی آدمها آدم نباید سفید باشه! یا باید سیاه سیاه باشه و یا خاکستری! نمیدونم!
یه وقتایی آدم ناخواسته دچار عذاب وجدان میشه! بدترین نوعش اونیه که...! چرا کلیشه بازی کنم؟ من امشب خیلی شرمنده شدم! زن عموی عزیزم کسالت داشته و من نمیدونستم! الان که دیگه اومدم اصفهان و دستم دوره! اینقدر در عرض این چند سال که تهران بودم مزاحمشون شده بودم و به بهانه های مختلف براشون زحمت ساخته بودم و اونا با لطفای همیشگیشون منو شرمنده کرده بودند که از صبح تا حالا که فهمیدم حتی روی اینکه تلفنی حالشونو بپرسم رو هم نداشتم! به هر حال !امیدوارم که خیلی زود حالشون خوب بشه! اینکه گذشت ولی یادمون باشه که...! "من معذرت میخوام"! همین!
خیلی سخته یه عمر با یه اخلاق زندگی کنی و اونو واسه خودت درونی کنی ووقتی یه جاهایی عملیش میکنی ببینی نتیجه عکس داره!
نوشته شده در یکشنبه 27 اسفند1385ساعت
10:54 بعد از ظهر توسط سعیده نورمحمدی| |
میدونین!
نوشته شده در یکشنبه 27 اسفند1385ساعت
0:41 قبل از ظهر توسط سعیده نورمحمدی| |
وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم باز کسي حرفمون رو نميفهمه البته غیر از آدمای "بهشتی"!
نوشته شده در جمعه 4 اسفند1385ساعت
3:25 بعد از ظهر توسط سعیده نورمحمدی| |

