آغاز سال یکهزار و سیصد وهشتاد و شش خورشیدی مبارکباد!
اینم تفال امسال!
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی بعد از این روی من و آینه وصف جمال من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب هاتف آن روز به من مژده این دولت داد این همه شهد و شکر کز سخنم میریزد همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادندباده از جام تجلی صفاتم دادندآن شب قدر که این تازه براتم دادندکه در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادندمستحق بودم و اینها به زکاتم دادندکه بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادنداجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادندکه ز بند غم ایام نجاتم دادند
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 فروردین1386ساعت 4:44 قبل از ظهر  توسط سعیده نورمحمدی
|
درباره وبلاگ
مشق شب زندگی ثبت لحظه هاست با تمام خوب و بدش...با همه زشتی و زیباییش و با همه دقایق تلخ و شیرینش...