تبليغاتX
مشق شب
مشق شب

میدونم خیلی دیر کردم!
بیشتر از یک ماه!
اما...!
تو این یک ماه اتفاقای خوب و بد زیادی افتاد!به خیلی از درگیریهای ذهنیم اضافه شد و شاید تا حدی هم از خیلیهاش کم شد!
چند تا طوفان تقریبا سخت رو پشت سر گذاشتم که البته همش الان دیگه فقط تجربه است!
اگه نبود دلگرمیها و امیدواریهای خانواده ام !دوستان خوبم مخصوصا شیوای عزیز! واستاد خوبم استاد خوبم" دکتر احمدنیا" ی عزیز و از همه مهمتر همدلیهای بهشت قشنگم!نمیدونم!شاید کم میآوردم!
از همشون ممنونم...!
تو این مدت ایمانم به خیلی چیزا محکمتر شد!فهمیدم که درست اون موقعی که از همه چیز و همه کس ناامید میشی و فکر میکنی آخر خطی! یه چیزی! یه کور سوی امیدی از یه گوشه میزنه بیرون و نمیذاره بیفتی!
اصفهان روز 6 عید!
میدان انقلاب روز 2 اردیبهشت!
دیروز تو دانشکده!
و...!
بهشتم اگه تو نبودی ...!
بهتره مثبت بگم!"چه خوبه که تو هستی"!
خدا رو شکر میکنم به خاطر همه داشته ها و نداشته هام!به خاطر چیزایی یا بهتر بگم کسایی که بهم داده و من لایقش نبودم!

نوشته شده در چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 11:50 بعد از ظهر توسط سعیده نورمحمدی| |