مشق شب
و یا به قول یک دوست"زندان زنان به مددکار نیاز داشت"! "لحظه عزیمت" او هم ناگزیر شد...! "امروز"! "روز سه شنبه" هم همانی شد که گفت...! و"خدا در گلو شکست"...! او که نامش با "حرف آخر عشق"آغاز میشد...تمام شد!
بند سزاوار دلارام نیست!
نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت
10:57 قبل از ظهر توسط سعیده نورمحمدی| |
نوشته شده در سه شنبه 8 آبان1386ساعت
7:0 قبل از ظهر توسط سعیده نورمحمدی| |


