تبليغاتX
مشق شب


اگر رئیس سازمان سنجش بودم...

؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت 2:14 قبل از ظهر  توسط سعیده نورمحمدی  | 



یارب مباد آنکه

                  "گدا"!

                         معتبر شود!   

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 2:10 بعد از ظهر  توسط سعیده نورمحمدی  | 



خوشحالم و به قول بهارنارنج باید روزی صد بار نماز شکر بخونم!

به خاطر داشتن بهشت!

داشتن ژدر و مادر مهربان!

و از همه مهمتر نعمت صبری که این روزها داره به سمت من جاری میشه!

"ان الله مع الصابرین"

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 7:26 بعد از ظهر  توسط سعیده نورمحمدی  | 




این روزها احساس میکنم عجیب دچار روزمرگی شده ام.صبحها از شدت روزمرگی زندگی اصلا نمیخوام از خواب پاشم!مدام نگاه ساعت میکنم و هی میگم چرا نمیگذره این لعنتی!
هیچکس نمیتونه بفهمه چقدر گیجم!اونایی که ناراحتم میکنن عزیزترینهام هستند تو زندگیم!و شاید هیچکدوم ندونن که منو ناراحت میکنن!همشون هم حق دارن!
و همش هم تقصیر منه که "هستم"!تقصیر منه که"وجودم "اینقدر مهمه!
دارم دیونه میشم!یه وقتایی از صبح که بهشت میره سر کار تا شب که برگرده فقط گریه میکنم!بعدشم یه دوش میگیرم که کسی نفهمه!
دلم واسه خودم میسوزه!
دلم واسه خودم تنگه!
دلم...!
دلم یه استراحت مطلق میخواد!یه جایی که هیچ کس نباشه!نه فیزیکش و نه فکرش!
حوصله هیچکس رو ندارم!
تمام لحظات این روزهام شده خریدن روزنامه همشهری و پرسه زدن لابلای صفحات نیازمندیهاش که شاید یه کاری پیدا کنم که دوستش داشته باشم! که یکم از این حال و هوا بیام بیرون!
ولی نمیشه!
دلم یه تحول بزرگ میخواد!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت:
_من گوشم از نصیحتهای این مدلی:(تحول باید توی خودت باشه...تو خودتو باید عوض کنی...و امثالهم)پره!
_:(...آنجا که تو فرعون زمانی در تیر رس باد خزانی)
_این بیت هیچ ربطی به نوشته من نداشت!اومد یه دفعه!

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 6:2 بعد از ظهر  توسط سعیده نورمحمدی  | 



کاش یه "های لایتر"ی بود که بعضی خاطراتو پررنگ میکردیم!

به "محوکن"ی بود که بعضیهاشونو کمرنگ میکردیم!

و به "پاکن"ی بود که بعضی رو به کلی پاک میکردیم!

البته فکر کنم همه این کارارو تو واقعیت باید بسپریم به قلبمون! ولی...

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 2:45 قبل از ظهر  توسط سعیده نورمحمدی  |