تولدت مبارک مشق شب دوساله من! گفتم: خستهام گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه .::خدا حائل هست بین انسان و قلبش (انفال/24) گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید .:: از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/16) گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی! گفتی: فاذکرونی اذکرکم گفتم: تا کی باید صبر کرد؟ گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟ گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره کنی تمومه! گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم .:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟ گفتم: دلم گرفته گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله گفتی: ان الله یحب المتوکلین گفتم: خیلی چاکریم! ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که: گفتم: ..... دیگه چیزی برای گفتن نداشتم!گفتم:چقدر احساس تنهایی میکنم .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد بهت نزدیک شم گفتم: این هم توفیق میخواهد! گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار میتونم بکنم؟ گفتم: دیگه روی توبه ندارم گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟ گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! ... توبه میکنم ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟ گفتی: یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو لذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما .:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشتههاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟............! یکسال گذشت...وسالهای بعد هم میگذرد... چقدر زود...ولی خوشحالم که دیر نشده! هنوز هم هستیم! یکسال صورتی پر از زشت و زیبا گذشت... این روزها اینقدر عصبی و بی حوصله ام که وقتی عصبانی میشم از خودم میترسم! تو آینه که نیگاه میکنم انگار یه غریبه است! نمیشناسمش! هی دختر تو کی هستی؟ نمیشناسمت! تا حالا به حرفای کودک درونتون گوش کردین؟ من احساس میکنم حرفاش زیادی بچگانه است... آبروی آدم رو میبره! یار با من مهربان باشد اگر حسرتی بر دل نمیباشد دگر! یار گر من را نگیرد دست کم...
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید (زمر/53)
گفتم: هیشکی نمیدونه تو دلم چی میگذره
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)
.:: تو چه میدونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63)
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه )یونس/109)
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همهی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143)
.:: مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58)
.:: خدا اونایی رو که توکل میکنن دوست داره (آل عمران/159(
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.::بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت میکنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا میکنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر میکنن (حج/11)
گفتی: فانی قریب
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.::هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵)
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲)
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰)
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/۱۰۴)
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: ولی خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳)
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳)
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵)
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبهکنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست اره (بقره/۲۲۲)
گفتی: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶)

نوشته شده در سه شنبه 29 مرداد1387ساعت
1:44 بعد از ظهر توسط سعیده نورمحمدی| |
نوشته شده در دوشنبه 28 مرداد1387ساعت
1:59 بعد از ظهر توسط سعیده نورمحمدی| |
امروز اولین سالگرد "تولد آسمونی" مونه به قول بهشت!
نوشته شده در یکشنبه 27 مرداد1387ساعت
7:0 بعد از ظهر توسط سعیده نورمحمدی| |
نوشته شده در یکشنبه 20 مرداد1387ساعت
6:15 بعد از ظهر توسط سعیده نورمحمدی| |
نوشته شده در سه شنبه 8 مرداد1387ساعت
3:17 بعد از ظهر توسط سعیده نورمحمدی| |
یار گر من را نگیرد دست کم...
نوشته شده در سه شنبه 1 مرداد1387ساعت
12:29 بعد از ظهر توسط سعیده نورمحمدی| |


