تبليغاتX
مشق شب
مشق شب

دیروز و امروز بر خلاف این غیبت کبری! خبرهای خوبی داشتم که قابل ثبت کردن بر جریده  مجازی دفترم باشند...

بعد از این همه  بغض و تیر  و آه و شلاق! خبرهایی هم بودند که منو بعد از ۳-۴ ماه  به وجد آوردند...

خبر دنیا اومدن کوچولوهایی که دوستشون دارم...

طاهره جان بهت تبریک میگم!  خیلی خوشحال شدم که  فهمیدم تو مامان  شدی و داداشم بابا و من عمه!  چه کوچولوی دوست داشتنی بشه اون...

الهام خانم دوست گلم  خیلی خوشحال شدم از اینکه  تو هم مامان شدی و من دوباره خاله شدم...

خدای من شکرت که  اینقدر بزرگی  که بهانه های بزرگ کوچولویی تو زندگی گذاشتی واسه  رها شدن از غم این زمانه سنگ...

نوشته شده در سه شنبه 9 تیر1388ساعت 6:26 بعد از ظهر توسط سعیده نورمحمدی| |